خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





جزئیات تلخ گروگان گرفتن دانشجوی افغانستانی در جیرفت

    گزارش پایگاه اطلاع رسانی دقیانوس ، پدیده گروگانگیری برادران افغانی مدت‌هاست که به عنوان یک معضل امنیتی و فرهنگی در جیرفت رخ نمایانده. بررسی‌های ما نشان می‌دهد که گروگانگیران این‌قدر در این کار احساس امنیت می‌کنند که گاهاً از ابراز کار خود هیچ ابایی ندارند. از طرفی، بعضی از نوجوانان هفده هیجده ساله هم به افغانی کشی به عنوان یک شغل با درآمد بالا حتی نه موقت که دائم نگاه می‌کنند. معتقدم اگر این پدیده ادامه پیدا کند، باعث رشد گروگانگیری شده، منحصر به افغان‌ها نمی‌ماند و فردا باید منتظر ضجه فرزندان خود جیرفتی‌ها در چنگال این گروگان گیران باشیم.افغانی اما دلیل این اتفاقات و این احساس امنیت برای گروگانگیران و بی امنیتی برای جامعه چیست؟ و چرا هرچه می‌گذرد این آتش رو به خاموشی نمی‌رود؟ مصاحبه زیر با آقای نوری شخصی روحانی از تبعه افغانستان است که از قضا برای آزادی برادرزاده‌اش از چنگال گروگانگیران به جیرفت آمده. در گفتگو با ایشان پاسخ بسیاری از این پرسش‌ها قابل مشاهده است. روایت جنوب تلاش کرد صحبت‌های مسئول انتظامی این پرونده را هم در قالب همین گزارش ارائه کند اما این کار به دلایل و محذوریت‌های مطرح شده از طرف مسئول مذکور انجام نشد. بااین‌حال آماده شنیدن و درج گفته‌های مسئولان مرتبط، فقط پیرامون مطالب این گزارش هستیم. ماجرا از کجا شروع شد و شما چطور در جریان قرار گرفتید؟ اسرای ما دو نفر بودند؛ یکی به نام محمد و یکی زکریا. زکریا پسر هفده‌ساله‌ای است که خانواده‌اش در تهران زندگی می‌کنند. محمد، دایی زکریا است. که در کرمان زندگی می‌کرده. زکریا برای دیدن دایی‌اش به کرمان می‌آید و با دایی‌اش تصمیم می‌گیرند با هم به تهران بروند. یک ماشین به عنوان مسافرکش آن‌ها را سوار می‌کند. دو نفر دیگر هم سوار بودند، یک مقدار که می‌روند این‌ها را تهدید می‌کنند و با وسایلی که داشتند، دست و پایشان را می‌بندند و موبایلشان را می‌گیرند. تعریف می‌کردند که چشمان ما را بسته کردند و حدود چهار ساعت از آنجا دور شدیم. بالاخره پیاده شدیم و ما را بردند جایی که دیدیم خانه است و فرش است و تعدادی دیگر از بچه‌های افغانی هم آنجا هستند. وقتی وارد خانه شدیم دستان ما را با زنجیر بستند و مطمئن شدیم که گیر دزدان و تبهکاران افتادیم. نگفتند گروگان‌های افغانی چند نفر بودند؟ چرا، گفتند ۲۳ نفر بودند. شما چطور از ماجرای گروگانگیری خبردار شدید؟ اول از شماره زکریا به خانواده‌اش زنگ می‌زنند و با تهدید به قتل بچه‌شان، درخواست پول می‌کنند که اگر برای هر کدام ۳۰ میلیون تومان نفرستید هردو را می‌کشیم. آن‌ها هم شوکه شده بودند به ما زنگ زدند من عموی زکریا و شوهر خواهر محمد هستم. ما ساکن اصفهان هستیم، به خاطر اینکه مادر زکریا خیلی ناراحت بود، خانم من طرف یکی از دزدها شد و به او زنگ می‌زد که بچه‌ها را آزاد کند. به پلیس اطلاع ندادید؟ اطلاع دادیم، ما به چند جا در اصفهان مراجعه کردیم و مشورت گرفتیم، گفتند محل جرم کجاست؟ ما گفتیم کرمان، چون کرمان این‌ها را گرفته بودند این‌ها گفتند باید بروید محل جرم، آمدیم کرمان شکایت کردیم، از دادسرا و دادگستری ما را معرفی کردند به پلیس آگاهی، با پیگیری و نقطه‌یابی پلیس آگاهی، معلوم شد گروگان‌ها در محلی به نام هوکرد جیرفت هستند. پس پلیس آگاهی کرمان محل گروگانگیری را تشخیص داد؟ بله چطور؟ ردیابی گوشی کردند از شکایت تا گرفتن نتیجه در آگاهی کرمان چقدر طول کشید؟ یک بعدازظهر طول کشید تا فردا صبح به ما گفتند که گروگانگیری در جیرفت است. بعد پرونده ما را به حکم نیابتی به جیرفت ارجاع کردند. آمدیم جیرفت، رفتیم دادستانی. ما را فرستادند به پلیس آگاهی. آخر هفته بود و یکی دو روزی معطل شدیم، از آن طرف هم گروگانگیران فشار می‌آوردند و بچه‌ها را کتک می‌زدند و گوشی را می‌دادند دست ما و خانواده گروگان‌ها که توانایی شنیدن فریادهای این‌ها را نداشتیم، باورمان نمی‌شد که این‌قدر این‌ها را شکنجه کنند، می‌گفتیم شاید این‌ها را می‌ترسانند. دائم به ما زنگ می‌زدند که چه شد؟ چکار کردین؟ بااین‌حال تأخیر، کارها خیلی به کندی پیش می‌رفت. چند روز در جیرفت بودیم، چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه، شنبه دیگر مادر زکریا تاب نیاورد، تصمیم گرفت و گفت هر طور شده باید این بچه را آزاد کنیم. بالاخره با گریه و زاری قبول کردند که ۱۰ میلیون تومان بریزیم به‌حساب و زکریا آزاد شود. شماره‌حساب دادند پول را ریختیم. طبق برنامه زکریا را آورند جلو ترمینال جیرفت رهایش کردند. محمد را آزاد نکردند؟ نه، دایی زکریا با کلی چک و چانه، هزینه آزادی‌اش شد بیست تومان و پانزده تومان و نهایتا گفتند از ۱۳ میلیون پایین‌تر نمی‌آییم که این مقدار هم نداشتیم. از روز چهارشنبه که پلیس تشخیص داد گروگان‌ها در هوکرد هستند تا روز شنبه که شما پول به حساب ریختید پلیس می‌دانست گروگان‌ها در هوکرد هستند؟ بله در پرونده‌ای که ما آورده بودیم مشخص شده بود که محل هوکرد است منتها این دوستان می‌گفتند که ما به این گزارش اعتماد نداریم. این همان گزارش پلیس کرمان بود؟ بله گزارش پلیس کرمان بود. می‌گفتند ما وسیله نداریم که موقعیت‌یابی کنیم، امکانات نداریم. از آن طرف هم فشارها به‌قدری بود که یک دقیقه برای ما اهمیت زیادی داشت. بعد از قرار آزادی زکریا، پلیس را در جریان نگذاشتید؟ چرا گذاشتیم! من قبل از آزادی زکریا به مسئول پرونده گفتم که قرار بر این است که زکریا را فلان ساعت بیاورند فلان جا. مسئول پرونده گفت من با بچه‌ها صحبت می‌کنم ولی دیگر خبری نشد. گروگانگیرها هم طبق وعده زکریا را آوردند و آزاد کردند و خودشان رفتند. یعنی وقتی زکریا را آزاد کردند، پلیس نیامد سر قرار؟ نه نیامد، اصلا دیگر خبری ازشان نشد. زکریا که آزاد شد باز هم زنگ زدم به مسئول پرونده اصلا گوشی را بر نداشت. شب همین‌جا ماندیم و قشنگ برای ما تفهیم شد که افغانی هیچ پشت و پناهی ندارد. جالب‌تر از این، فردایش به مسئول پرونده زنگ زدیم، هماهنگی کردیم و زکریا را بردیم آنجا، اطلاعات را از زکریا گرفتند و گفتند بیا محل آن‌ها را به ما نشان بده. ما گفتیم حالا که خودمان پول دادیم و زکریا را آزاد کردیم ولی بااین‌حال برای نجات جان بقیه با حفظ امانت، او را همراه شما می‌فرستیم. با زکریا رفتند خانه گروگانگیرها. اصلا ملاحظه امنیتی نکردند و زکریا را با ماشین نظامی و افرادی با لباس نظامی بردند. من خیلی ترسیدم خدای نکرده محل خطر برای زکریا اتفاقی بیفتد، چون زکریا را می‌شناختند. باز به خاطر خدا چیزی نگفتیم. این‌قدر در حق ما جفا کردند، وقتی گروگانگیرها را گرفتند همه را با یک ماشین آوردند زکریا هم بود. باید گروگانگیرها خبر نمی‌شدند که زکریا در این قضیه نقش داشته. عملیات هم موفقیت‌آمیز بود دو نفر از گروگانگیر‌ها را گرفتند. درحالی‌که زکریا مدارکش هم کامل است، پاسپورت و کارت اقامت دارد، اصلا دانشجو است اینجا. اگر عدالت و انصاف باشد باید به او مدال بدهید ولی الآن بعد از دو روز هنوز در بازداشتگاه است. بعد از آزادی، گروگان‌ها همان ۲۳ نفر بودند؟ نه، فقط هشت نفر مانده بودند، در این مدت بقیه با پول آزاد شده بودند. شکایت شما الان به کجا رسیده؟ این‌ها گفتند چون شکایت‌تان در کرمان بوده، شما را می‌فرستیم همان‌جا پیگیری کنید. با همه این مشکلات چرا افغانی‌ها به ایران می‌آیند که خیلی از آن‌ها حتی غیرقانونی می‌آیند؟ اینکه چرا می‌آیند اینجا با این شرایط، به خاطر اینکه مجبورند. چندسال پیش یک کامیون با هفتاد نفر افغانی چپ کرد خبرنگار پرسید چرا با این وضعیت می‌آیید؟ گفتند به خاطر یک لقمه نان برای بچه‌هایمان. واقعاً هم همین‌طور است. در دوره کرزای وضعیت افغانستان بهتر بود الآن امنیت و کار خیلی بدتر شده، این‌ها از روی ناچاری به اینجا می‌آیند. با ایران هم بیشترین قرابت دارند مخصوصا شیعیان. ما در جنگ ایران با صدام، دو هزار شهید دادیم، اینجا پایگاه دینی و مذهبی ماست، باعث افتخار ماست اما متأسفانه اینجا با بی‌توجهی مسئولین روبرو هستیم. خداوند می‌فرماید «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» این تازه از لحاظ دینی است، لحاظ دیگر، بشردوستی است: بنی‌آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار. از طرف دیگر پیوندهایی که ما با ایران داریم. بیشترین مشترکات جمهوری اسلامی در میان همسایگانش با افغانستان است؛ از نظر تاریخی، فرهنگی و اعتقادی، مشترکات زیادی داریم. ما از جان خودمان برای جمهوری اسلامی مایه گذاشتیم، اول انقلاب ما نذر می‌کردیم، دعا و خیرات می‌کردیم که آقا (امام خمینی ره) پیروز شود. در ایران یا افغانستان؟ افغانستان، والله در افغانستان. ما این دو کشور را یک ملت می‌دیدیم، امروز مواجه شدیم با این وضعیت. ما که گرفتار مظالم‌های دیگر هستیم، دیگران سرمان را می‌برند، شما هم ما را عزادار می‌کنید؟ این به‌جا و انصاف است؟ الآن ما این بچه‌مان که آزاد کردیم مدارک هم دارد ولی گرفتند بازداشتش کردند، می‌گوییم چرا؟ می‌گویند مدرک هم داشته باشی اینجا منطقه ممنوعه است افغانی نمی‌تواند تردد کند. آخر مگر او با اختیار خودش آمده اینجا؟ گروگانش گرفتند خب. منبع:نشریه روایت جنوب
    این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : زکریا ,پلیس ,آزاد ,کرمان ,افغانی ,این‌ها ,مسئول پرونده ,پلیس کرمان ,گزارش پلیس ,دیگر خبری ,جمهوری اسلامی ,
    جزئیات تلخ گروگان گرفتن دانشجوی افغانستانی در جیرفت

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده